عاقا یه روز عشقمو بردم خونه،
داشتیم از هم لب میگرفتیم که یهو بابام اومد...واااااااای...
.شروع کرد به داد و بیداد کردن...
عشقمو گرفت برد توحیاط پرتش کرد،
وسط حیاط شیکوندش و گفت :
یه باردیگه تو این خونه قلیون بکشی کشتمت
ما را در سایت همه چی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد حسین
بازدید: 187