مردی، حلوافروش را گفت که کمی حلوایم به نسیه ده.
حلوافروشگفت: بچش، حلوای نیکی است.
گفت: من به قضای رمضان سال پیش روزه دارم.
حلوافروشگفت: پناه به خدا!اگر با چون تو معامله کنم تو قرض خدا را سالی به دیگر سال عقب اندازی با من چه خواهی کرد؟
برچسب:
نویسنده: محمد حسین